Aftabedel Print Banner
یکشنبه 12 اسفند 1397 / 09:47|کد خبر : 9196|گروه : اخــبــار زنــان

بانوی کردستانی اهداکننده خون:

نجات جان فرزندم معجزه بود/ مادران، فرهنگ اهدای خون را نوسازی کنند

نجات جان فرزندم معجزه بود/ مادران، فرهنگ اهدای خون را نوسازی کنند

بهار محمدپناه، اهداکننده کردستانی خون گروه O منفی است که 25 بار خون اهدا کرده است. پدرش اهداکننده مستمر با سابقه 100 بار اهدای خون است و جان فرزند خودش هم با خون اهدایی 13 اهداکننده ناشناس نجات یافته است.

به گزارش آفتاب دل، تحمل سختی‌ها، خیرخواهی و بخشش از جمله مصادیق نیکوکاری است و زندگی، نیات و اعمال برخی انسان‌ها آیینه این نیکی‌هاست. بهار محمدپناه بانوی کردستانی و دارای گروه خون O منفی است که 25 بار اهدای خون سالم را به ثبت رسانده است.اهدای خون را از پدرش که از رکوردداران اهدای خون کردستان است آموخته است.

به دلیل بیماری فرزندش طلوع خورشید را به مدت هفت سال از پشت پنجره های بیمارستان کودکان به نظاره نشسته و در این سال‌ها تزریق 13 واحد خون سالم به پسرش امیدبخش نگاه‌های مضطربش بوده است.

آنچه در ادامه می‌خوانید ماحصل گفتگو با بهار محمدپناه این بانوی اهدا کننده خون در کردستان است.

پدرم اهداکننده مستمر خون است

پدرم متولد 1330 است و از آغاز جوانی تا زمانی که به سن 65 سالگی رسید به صورت مستمر خون اهدا      می کرد و از رکورد داران اهدای خون در استان کردستان است. از سال 1382 که اطلاعات اهداکنندگان خون توسط رایانه به ثبت رسیده است تا زمانی که با توصیه پزشکان از اهدای مستمر خون بازنشسته شد 25 بار اهدای خون سالم به نام او ثبت شده است، البته او اهدای خون را از سالها پیش آغاز کرده و عدد اهدای خون او نزدیک به 100 است.

فرهنگ اهدای خون را در خانواده آموختم

فرهنگ اهدای خون در خانواده ما نهادینه شده است، پدرم اهداکننده مستمر و مادرم کارمند دانشگاه علوم پزشکی بود و از این طریق با اهمیت اهدای خون و چگونگی انجام آن آشنا شدم. برادرم و همسرم نیز اهداکننده خون هستند و برخلاف بسیاری از بانوان که ممکن است اعضای خانواده یا همسرانشان آنان را از اهدای خون منع کنند خانواده ام همیشه مرا تشویق به این کار خیر می کنند.

بیماری فرزند

خداوند یک دختر و پسر به ما هدیه داده است. در بارداری دوم پسرم دچار عارضه نرسیدن اکسیژن به مغز شد، این بیماری نوعی فلج مغزی است که بسته به میزانی که خون و اکسیژن به مغز نرسیده باشد می تواند عوارضی قبل از تولد بر جای بگذارد. او در بدو تولد نیازمند تزریق خون اهداکنندگان دیگر نبود و به گفته پزشکان با تزریق بخشی از خون خودم به فرزندم از مشکلات او کاسته شد اما 9 ساعت پس از تولدش دچار کما شد و این حالت چهل روز به طول انجامید. در این 40 روز بارها پزشکان از ادامه حیاتش امید کردند اما علایم حیاتی او بعد از روز چهلم تغییر کرد و امیدها در دل زنده شد. ادامه مداوای او در مراکز درمانی استان میسر نبود آن را بیمارستان مفید پیگیری کردیم.

نیاز به خون o منفی

در آستانه دومین سالگرد تولد پسرم برای چندمین بار در بیمارستان بستری شد. بیمارستان تامین اجتماعی سنندج میزبان او بود. پزشکان تزریق خون را تجویز کردند و بانک خون مرکز درمانی درخواست خون o منفی را به انتقال خون کردستان ارسال کرد اما به دلیل برودت هوا و کاهش ذخایر خون به ویژه در گروه های منفی تامین همه واحدهای درخواستی نیازمند زمان بود، ما نگران بودیم و از آشنایان دارای گروه خون o منفی درخواست اهدای خون کردیم و خوشبختانه جمع زیادی از آنان اهداکننده خون بودند و مرکز انتقال خون کردستان نیز خون مورد نیاز را با کمک اهداکنندگان خون و استان های مجاور تامین کرد.

نذر خون

پس از آنکه واحدهای خون به بالین پسرم رسید و پرستاران در حین تزریق آن بودند؛ برای لحظه ای تصور کردم که چه تعداد مادر و کودک دیگر ممکن است در همین لحظه نیازمند تزریق خون باشند و نذر کردم از این پس به صورت مستمر خون اهدا کنم تا خون من نیز نجات بخش کودکان باشد و امید را به نگاه های مضطرب مادران بازگرداند.

تیم سیار انتقال خون استان همدان

پس از گذشت درمان های اولیه و چند بار بستری در سنندج، تهران و گذشت چند روز از تزریق خون به فرزندم ادامه مداوای او در مراکز درمانی استان ممکن نبود. در مسیر سفر به تهران برای اولین بار خون خود را در محل استقرار تیم سیار خونگیری در شهرستان همدان اهدا کردم و نذری که تنها چند روز از نیت آن می گذشت را بدون هیچ مشکلی ادا کردم.

جراحی پیوند عضو و نیاز مجدد به خون

درمان فرزندم وارد سومین سال خود شد، او نیازمند پیوند روده بود. این عمل جراحی در طول چند سال و به تعداد هشت بار انجام شد که هفت بار اول آن موفقیت آمیز نبود و در دفعه هشتم بالاخره این عمل پیوند رضایت تیم پزشکی را جلب کرد. 13 واحد خون و فرآورده های آن در طول این اعمال جراحی به پسرم تزریق شد. خوشبختانه هیچ مشکلی برای تامین این 13 واحد وجود نداشت و این تنها به دلیل مهربانی اهداکنندگان خون و حضور مستمر آنها بود.

اهدای خون در تهران

در مناسبت های تقویمی همچون ایام فاطمیه، تاسوعا و عاشورا و بر اساس برنامه های زمان بندی شده که برای بسیاری از والدین و همراهان بیمار مشخص بود تیم های سیار اهدای خون در محل بیمارستان مستقر می شد و این امکان وجود داشت تا برای یاری بخشیدن به همه بیماران نیازمند خون اهدا کنم. در طول پنج سال حدود 10 بار خون خود را در تهران اهدا کردم.

15 بار اهدای خون در کردستان

13 واحد خون در لحظاتی که تنها کورسویی از امید برای نجات جان فرزندم باقی مانده بود همانند شمعی فروزان بود که راه را روشن می ساخت و توان دوباره‌ای برای ادامه روند درمان به من و همسرم می داد. من اهداکننده مستمر خون هستم و در مرکز انتقال خون سنندج نیز 15 بار خون اهدا کرده‌ام.

توکل به خدا در سخت ترین شرایط

در طول درمان فرزندم بارها کد 99 از بلندگوهای بیمارستان اعلان شد چرا که پسرم دچار ایست قلبی یا تنفسی می‌شد و با احیاء به زندگی باز می گشت. او دو بار کمای طولانی را تجربه کرد، دستگاه گوارش خود را از دست داد و از طرفی حواس چشایی، بویایی و شنوایی اش از دست رفته بود و قدرت راه رفتن نیز نداشت. پزشکان نه اما من و همسرم امیدوار بودیم، هرچند که محتمل هزینه های سنگین درمان هم شدیم.

در طول هفت سال حضورم در مراکز درمانی بسیاری از چهره های سرشناس عرصه های ورزشی، سینما و تلویزیون، فرهنگ و هنر با هدف عیادت از کودکان بیمار در مرکز درمانی مفید حضور می یافتند. بسیاری از آنان اهداکننده خون بودند و یا در بنیاد های خیریه فعالیت می کردند و حتی اسباب بازی یا هدیه ای کوچک برای شاد کردن بیماران به همراه داشتند. همراهی آنان نه تنها کودکان را خوشحال می کرد بلکه برای والدین بیماران نیز قوت قلبی دو چندان بود.

اهدای خون ناشناخته مانده است

در محیط بیمارستان، در فضای مراکز بهداشتی و درمانی و یا حتی در فضای شهری اهدای خون آنطور که باید به چشم نیامده است. شرکت های تجاری محصولات خود را تبلیغ می کنند اما اهدای خون در لابلای این تبلیغات گم شده است و معتقدم اگر تبلیغات چشمگیر باشد می‌تواند جان بیماران دیگری را بسیار ساده تر از گذشته نجات داد.

هفت سال گذشت و پسرم در آستانه ورود به مدرسه بود. به دلیل حضور او در بیمارستان امکان گذراندن پیش دبستانی وجود نداشت و من نه تنها مادر و پرستار بلکه معلم او نیز بودم و با هماهنگی‌هایی که با معلمان مدرسه داشتم کلیه آموزه های پیش دبستانی را در بیمارستان به او انتقال می دادم. در آستانه مهر جشن پایان پیش دبستانی را برگزار کردیم و فرزندم روانه مدرسه شد.

نجات جان فرزندم معجزه است

پسرم اکنون در پایه ششم ابتدایی تحصیل می کند؛ او تنها شش ماه در مدرسه کودکان استثنایی بود و بهره هوشی اش این اجازه را داد تا تحصیلش را در مدارس عادی ادامه داد. دستگاه گوارشش بهبود یافته و حواس خود را نیز بازیافته و به زندگی عادی خود ادامه می دهد.

خودمراقبتی سرلوحه زندگی اهداکنندگان خون

کسانی که جان خود یا عزیزترین افراد زندگی شان را مدیون اهدای خون سالم هستند بیش از دیگران از ارزش خون سالم اگاهی دارند. اعتقاد دارم که اهداکنندگان خون سالم و آنان که خونشان را نذر می کنند می بایست همیشه از سلامت خودمراقبت کنند تا خونی سالم را به بیماران نیازمند هدیه دهند. من حتی از خوردن غیر ضروری یک قرص مسکن اجتناب می کنم و سعی دارم سالم ترین تغذیه را داشته باشم تا خونی سالم را اهدا کنم.

مادران فرهنگ اهدای خون را نوسازی کنند

بسیاری از جوانان باورهای غلطی درباره اهدای خون را در سر دارند که برخاسته از تفکرات غیرعلمی است. برای مقابله با این آموخته های ناصحیح و جلوگیری از انتقال آنها به نسل های بعد اهداکنندگان خون، مادران آموزش یافته می بایست فرهنگ اهدای خون را نوسازی کنند و به نظرم بهترین مکان برای این شروع از درون خانواده ها است چرا که مادران اولین الگوی فرزندان هستند.

وظیفه سنگین کارشناسان بخش اهداکنندگان خون

بسیاری از کارشناسان سازمان انتقال خون من را می شناسند و این شناخت از همان دقایق حضور بر تخت خونگیری حاصل شده است. به نظرم کارشناسان سازمان انتقال خون وظیفه ای سنگین را عهده دار هستند و آن انتقال آموزه های صحیح به داوطلبین اهدای خون است. خوشبختانه آنان با آرامش و دقت بهترین مشاوره را ارائه می دهند و حضور بر تخت های خونگیری و شنیدن صحبت های آنان از دلچسپ ترین لحظات حضورم در انتقال خون است.

درخواست پایانی

همانگونه که من خون خود را نذر کرده ام قطعا بانوان دیگری نیز چنین اقداماتی را پیش از من انجام داده اند و شاید ناشناخته مانده اند، درخواست من از اداره کل انتقال خون کردستان این است که تا جای ممکن فعالیت های بانوان را که نشان از افزایش آگاهی و دانش در جامعه است در رسانه ها پر رنگ سازد تا آمار اهدای خون و  مهربانی در جامعه افزایش یافته و پر رنگ شود.


انتهای پیام/



برچسب ها :


نظرات کاربران :

اولین نفری باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید!

دیدگاه های ارسالی شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

نام *
 

کد امنیتی
 
   

ADS

اینجا محل تبلیغات شماست

ADS

 
جدیدترین ها / پربازدیدترین ها
Aftabedel Telegram Channel