Aftabedel Print Banner
شنبه 4 اسفند 1397 / 11:29|کد خبر : 9177|گروه : بنیاد حفظ آثار و دفاع مقدس

مادر شهید منوچهر ذوالفقاری :

فرزندم را برای دفاع از انقلاب و اسلام داده ام / از مسئولان می خواهم خانواده شهدا را فراموش نکنند

فرزندم را برای دفاع از انقلاب و اسلام داده ام / از مسئولان می خواهم خانواده شهدا را فراموش نکنند

مادر شهید منوچهر ذوالفقاری یکی از 450 شهید والامقام شهرستان بیجار با بیان اینکه فرزندم را برای دفاع از انقلاب و اسلام داده ام ، گفت: از مسئولان می خواهم بیشتر به مادران شهید سر بزنند و آنها را تنها نگذارند.

به گزارش آفتاب دل، شهادت مرگي است، انتخاب شده، مرگي كه انسان به سوي آن مي‌رود نه آنكه به سوي انسان بيايد و اهميت و ارزش شهيد و شهادت نيز از همين جا سرچشمه مي‌گيرد.

 

در دنياي پرفتنه امروز كه عصر انفجار اطلاعات لقب گرفته است و در زمانه‌اي كه مرزهاي جغرافيايي، معنا و مفهوم پيشين خود را در ساختار جديدي از معرفت و تحول مبنايي در حيات بشري، رفته رفته از دست مي‌دهند و اقتدار ملي هر كشور در بعد فرهنگي آن جلوه و ظهور مي‌يابد، پاسداري از ارزش‌هاي فرهنگي، رويكردي واقع‌بينانه و استراتژيك خواهد بود.

 

شهيد، زيباترين زخم بر پيكر هستي و «شهادت» زيباترين غزلي است كه از لبهاي سرخ حقيقت مي‌تراود. شهادت بيداري را معنا مي‌كند و بينايي را شفاف مي‌سازد ، در آستانه بزرگترین رویداد فرهنگی استان کردستان یعنی کنگره ملی 5400 شهید والامقام استان کردستان ، کوچه پس کوچه های محله فرحی را برای دیدن مادر شهید منوچهر ذوالفقاری طی کردم ، آونگ دروازه قدیمی منزل شهید را زدم، عروس خانه با روی گشاده درب خانه را به رویمان باز کرد ، بعد از معرفی خودم وارد خانه شدم ، خانه ای قدیمی که در دیوار رنگ روی رفته آن حکایت های زیادی از غم غربت در این خانه داشت.

 

 

در بدو ورود به اتاق پیرزنی را دیدم که مشغول خوردن داروهایش بود ،  چین و چروک صورتش حکایت از طی کردن زندگی طاقت فرسا را داشت که برای گذر از آن جوانیش را فدا کرده بود.

 

ماهوزر احمدی ، مادر شهید منوچهر ذوالفقاری یکی از 450 شهید والامقام شهرستان بیجار است که 86 بهار از زندگی خود را طی کرده و همچنان نام فرزند دلبندش اول و آخر کلامش است.

 

شهید منوچهر ذوالفقاری در بهار سال 1339 در فصل رویش گل های بهاری در روستای قشلاق نوروز از توابع دهستان خسروآباد بیجار گروس دیده به جهان گشود و در تاریخ 23 تیرماه سا 1361 بعد از ماه ها پاسداری از اسلام و انقلاب به همراه همرزمش اکبر خدایی در روستای ظفرآباد دیواندره در درگیری با ضد انقلاب به شهادت رسید .

 

 

مادر شهید در گفتگو با خبرنگار ما ، اظهار داشت: منوچهر شش ماه بیشتر نداشت پدرش دار فانی را وداع گفت و خدا خواست تا او را با یتیمی بزرگ کنم ، به دلیل محرومیت و فقر مالی منوچهر نتوانست برای یادگیری علم و دانش به مدرسه برود و خیلی زود تن به کار کردن برای تامین مخارج خانه داد.

 

وی بیان داشت: منوچهر 18 سال سن داشت که انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) به پیروزی رسید و در همان روزها برای دفاع از انقلاب نوپای به رهبری امام خمینی (ره) به پا خواست و همراه برخی افراد روستا برای شرکت در محافل دینی به شهر می رفت.

 

مادر شهید ذوالفقاری از خصوصیات اخلاقی فرزندش برایمان تعریف میکند و می گویید : منوچهر خیلی مهربان بود و با همه با اخلاق نیکو سخن می گفت و دوست نداشت کسی از دستش برنجد

 

این مادر 86 ساله با اشک هائی که در چشمانش حلقه بسته بود ، ادامه داد: منوچهر هنگامی که شنید گروهک های ضد انقلاب در استان کردستان مردم را اذیت می کنند به عضویت در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و راهی بیجار شد.

 

 

وی بیان داشت: وقتی گروهک های ضد انقلاب جنگ داخلی به راه انداختن و از سویی جنگ تحمیلی هم آغاز شده بود ، منوچهر می گفت امروز مرزهای کشور مورد تجاوز دشمن قرار گفته و دشمنان داخلی همراه آنها به مردم خیانت می کنند .آیا می شود در خانه ماند در حالی که اسلام در خطر است و همیشه می گفت چه جوان باشی چه پیری روزی مرگ به سراغت می آید و چه بهتر که انسان با عزت در راه خدا به شهادت برسد .

 

مادر شهید با اشک هائی که مانند مروارید غلتان بر صورت چروکیده اش جاری بود ، بیان داشت:منوچهر عاشق شهادت در راه خدا بود و بالاخره پس از ماه ها پاسداری از انقلاب و اسلام در 23 تیرماه سال 1363 به همراه همرزمش شهید اکبر خدایی در روستای ظفرآباد دیواندره در درگیری با ضد انقلاب به شهادت رسید و پیکرش را پس از تشییع در روستای محل تولدش به خاک سپردیم.

 

در حالیکه نگاشتن بر صفحه سفید کاغذ با دیدن اشک های مادر شهید برایم سخت شده بود از او پرسیدم چه انتظاری از مسئولان دارید ، مادر شهید ذوالفقاری پاسخ داد من فرزندم را برای امام حسین(ع) و این آب و خاک تقدیم خدا کرده ام و تنها خواسته ام این است که تنهایم نگذارند و به من سر بزنند.

 

وی گفت: با دیدن بچه های سپاه و بنیاد شهید که گاهی به من سر می زنند خیلی خوشحال می شوم و انگار منوچهر خودم را می بینیم و از مسئولان می خواهم بیشتر به فکر خانواده شهدا باشند.

 

با دعای خیر مادر شهید، منزل وی را ترک کردم و برای چندمین بار در عرصه خبرنگاری قلمم را با نوشتن سخنان مادر شهید بیمه کردم و خداوند سبحان را شکر گزار این نعمت هستم.

 

 

انتهای پیام/



برچسب ها :


نظرات کاربران :

اولین نفری باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید!

دیدگاه های ارسالی شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

نام *
 

کد امنیتی
 
   

ADS

اینجا محل تبلیغات شماست

ADS

 
جدیدترین ها / پربازدیدترین ها
Aftabedel Telegram Channel