Aftabedel Print Banner
دوشنبه 8 بهمن 1397 / 07:53|کد خبر : 9121|گروه : اخــبــار اســتــان

اقبالی که پایانش حسرت دیدار بود ..

اقبالی که پایانش حسرت دیدار بود ..

..آسمان را می نگرم که ستاره هایش هر لحظه خود را از خیانتهای روزگار پنهان میکنند به هوش می آیم تا در رکاب آنها در این دهکده خیانتها اسب آرزوهایم دوان دوان از سرنوشت آن جاده بدون محافظ بسوی مادران جگر سوخته حرکت کند. چه حکایتی؟


به گزارش خبرنگار آفتاب دل، دلنوشته ای بمناسبت فوت غم انگیز دو جوان اورامانی( اقبال و شکوفه) بر اثر تصادف مورخه هفتم بهمن نودو هفت؛


..آسمان را می نگرم که ستاره هایش هر لحظه خود را از خیانتهای روزگار پنهان میکنند به هوش می آیم تا در رکاب آنها در این دهکده خیانتها اسب آرزوهایم دوان دوان از سرنوشت آن جاده بدون محافظ بسوی مادران جگر سوخته حرکت کند. چه حکایتی؟

 


 راستی آن را حتی نمیتوان بصورت واقعی نگاه کرد چون داستان آن پدران و  مادرانی که سالها با انواع مشقت و نابسامانیهای روزگار جنگیدند تا نفسشان در کنار فرزندانشان آرام گیرد و دمی چند باهم سرود محبت را زیر سقف خیالات دنیوی بسرایندطاقت فرسا و باور نکردنیست  اما...

 


اورامان بار دیگر داغدار شد و زمان و مکان نمیشناسد ، با خودم عهد کرده بودم که دیگر برای این چنین حوادثی غمنامه ننویسم وچشمان احدی را خیس نکنم اما دیگربار از حسرت مادران ، واژه تحمل را برایم تفسیر کردند و تاب آن را نداشتم.

 


مادر جان سلام ، تقدیر الهی را نمیتوانم  تفسیر  کنم . آن راز پنهانی که این روزها بویی از آن در قتلگاه افسانه ای همانجایی که این روزها توریستی بودنش در رسانه ها زبانزد خاص و عامست  یا به زبان ساده و عامیانه ، کشتارگاه اخلاق ، انسانیت و مرگ تعهد به مشام میرسد و هرچند یکبار خانواده هایی را داغدار و متاثر میکند .

 


سلام بر مردم اورامان " هرچند مدتیست که هیچ نقش و نگار و واژه هایی  روی کاغذ آرام نمیگیرد  و درد سنگین و وضعیت فلاکت بار کولبران این مرزو بوم ، توانایی نگارش و بازی با حروف و کلمات  را ندارد اما اتفاقات غم انگیز قتلگاه افسانه ای و در پی آن احساسات اینجانب برای دگر بار خواست شما را به اعماق پر از غم و اندوه آن مادران جگر سوخته ای برساند که برای همیشه داغدار میمانند.

 

ای مادران عزیزی که نفس گرمتان و آن زمزمه نازنین (کوره عاله که م) با صدای عندلیب آسایتان برای همیشه خاموش می شود .ای مادرانی که بهشت با آن همه عظمت و قداست برایتان سر تعظیم و تسلیم فرود می آورد برای همیشه دعا و نجواگویی هایتان یارو یاورمان بوده و خواهد بود  غمتان را با گذاشتن این درد دلها روی کاغذ نامهربانیهای روزگارو همچنین سرزنش برخی از خائنان به مردم از چهره هایتان می زداییم .

 

ای مادران داغدار سرزمین آرزوهای خاموش " با غمهایتان شریکیم و صدایتان در کلبه درویشیمان قلبمان را به تپش در آورده و نگاهمان متحیر اراده هایتانست .بهار امسالمان دیگر بدون شکوفه می آید جایی برای ماندن نداریم تا آرزوهایتان را حبس و با شقایقهای بهاری راز ماندگار عشق را ترجمه کنیم .

 

اقبال جان "" تفسیر رویاهایت را می پذیرم و با قلم نازک نی واژه های محبت و دوستی را برایت مینوسیم وبه مادرانی تقدیم میکنم که تنها جایشان بهشت است و بس ...


بار الهی   "" حمل آن  بار سنگین مقدراتت را بر دوش مادران جگر سوخته آسان بفرما و ای خدای بزرگ و مهربان ضمن طلب عفو و مغفرت برای آن مرحومان صبر جمیل و جزیل برای بازماندگان بویژه والدین بزرگوارشان عطا بفرما. آمین یارب العالمین


نگارنده : ناصح سعدی
 



برچسب ها :


نظرات کاربران :

اولین نفری باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید!

دیدگاه های ارسالی شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

نام *
 

کد امنیتی
 
   

ADS

ADS

اینجا محل تبلیغات شماست

ADS

 
جدیدترین ها / پربازدیدترین ها
Aftabedel Telegram Channel