Aftabedel Print Banner
سه شنبه 18 دی 1397 / 08:44|کد خبر : 9070|گروه : اخــبــار زنــان

صالح میرزا آقایی ؛ از ازدواج و شغل دوم تا بانوی عمارت| سبک زندگی افراد مشهور(۲۸۱)

صالح میرزا آقایی ؛ از ازدواج و شغل دوم تا بانوی عمارت| سبک زندگی افراد مشهور(۲۸۱)

صالح میرزا آقایی این روزها با بازی در سریال بانوی عمارت به همراه همه اعضای این سریال توانسته شوق دیدن تلویزیون را برای مردم ایران دوچندان کند. صالح میرزا آقایی در این سریال نقش مرموز حضرت والا را دارد . به همین بهانه در این شماره از سبک زندگی افراد مشهور با زندگی این بازیگر ۴۸ ساله بیشتر آشنا می شویم.

زندگینامه صالح میرزا آقایی

صالح میرزا آقایی در روز ۱ مرداد ۱۳۴۹ در تهران متولد شد. یک دوره دو ساله بازیگری را تحت نظر اکرم قاسمپور که عضو هیأت علمی دانشکده هنر می باشد گذراند و پس از آن با بازی در یک نمایش موزیکال به کارگردانی استادش کار بازیگری را شروع کرد.

اولین حضور او در تلویزیون در سال ۷۲ و با بازی در آیتم های برنامه صندوق پست که کاری از ایرج طهماسب و حمید جبلی بود رقم خورد. و در سینما هم در سال ۷۴ با بازی در نقشی کوتاه در فیلم درخشان بوی پیراهم یوسف ساخته ابراهیم حاتمی کیا حضورش را اعلام کرد.

صالح میرزا آقایی

دوران کودکی صالح میرزا آقایی

او علاوه بر بازیگری با همکاری با نشریات آستانه فردا و نقش آفرینان مقالاتی در باب سینما و بازیگری ارائه می داد. شروع همکاری وی با نشریات در سال ۱۳۷۴ بود.

صالح میرزا آقایی همچنین در زمینه موسیقی بسیار مستعد بود و از شاگردان خوب پری ملکی که از دوست خانوادگیشان به حساب می آمد در زمینه آواز سنتی بود ما با شروع بازیگری از موسیقی فاصله گرفت.

صالح میرزا آقایی صاحب برند اسلام دیپلمات است که در زمینه تولید میز ال سی دی و و صنایع چوبی فعالیت می کند و این کار به عنوان شغل دومش در کنار بازیگری می باشد.

صالح میرزا آقایی

آشنایی با صالح میرزا آقایی

ازدواج صالح میرزا آقایی

صالح میرزا آقایی در نوزدهمین روز آبان سال ۱۳۷۵ با هنگامه طالبیان ازدواج کرد. حاصل این ازدواج دختر و پسری با نام های خورشید و ماهور می باشد.

هنگامه طالبیان چهره پرداز سینما و تلویزیون است که در ۱ مرداد ۱۳۴۸ به دنیا آمده . آشنایی اش با صالح میرزا آقایی در همان گروه بازیگری رقم خورد که صالح هم عضو آن بود ولی هنگامه طالبیان پس از این دوره جذب حرفه گریم شد و با استادانی مانند مسعود ولد بیگی همکاری ۱۵ ساله داشت. آخرین همکاری هنگامه طالبیان با استاد عبدالله اسکندری رقم خورد و پس از آن ترجیح داد دیگر در این حرفه کار نکند.

او با توجه به اینکه ۲۰ سال یوگا کار می کرد پس از گریم سراغ مربی گری یوگا رفت.

صالح میرزا آقایی

کارهای سینمایی صالح میرزا آقایی

شاید یک معجزه (۱۳۹۳) نیکان و بچه غول (۱۳۹۱) استرداد (۱۳۹۰) خنده در باران (۱۳۹۰) محرمانه تهران (۱۳۹۰) نخل سوخته (فیلم تلویزیونی) (۱۳۸۷) من و دبورا (۱۳۸۴) شکلات (۱۳۸۲) قدمگاه (۱۳۸۲) هزاران زن مثل من (۱۳۷۹) تو را دوست دارم (۱۳۷۸) لژیون (۱۳۷۷) خلبان (۱۳۷۶) بوی پیراهن یوسف (۱۳۷۴) عبور از خط سرخ (۱۳۷۴) فاتح (۱۳۷۴)

صالح میرزا آقایی ؛ از ازدواج و شغل دوم تا بانوی عمارت| سبک زندگی افراد مشهور(281)

صالح میرزا آقایی و امیر آقایی و امیر جعفری

کارهای تلویزیونی صالح میرزا آقایی

وکلای جوان (۱۳۷۴) مهر خوبان (۱۳۷۴) قصه‌های زندگی، اپیزود تماشاخانه (۱۳۷۵) شن‌های کف رودخانه (۱۳۷۶) غریبه (۱۳۷۹) گمگشته (۱۳۸۰) روزهای بیاد ماندنی (۱۳۸۱) باغ بلور[۱] (۱۳۸۲) دایره تردید، اپیزود: یاکوزا (۱۳۸۲) تب سرد (۱۳۸۲) رسم عاشقی (۱۳۸۳) ریحانه (۱۳۸۴) مختارنامه (۱۳۸۵) کلاه پهلوی (۱۳۸۵) سال‌های برف و بنفشه (۱۳۸۵) پریدخت (۱۳۸۶) بچه‌های بهشت (۱۳۸۷) سرزمین کهن (۱۳۹۲) آسمان من (۱۳۹۳) تعبیر وارونه یک رویا (۱۳۹۴) بانوی عمارت (۱۳۹۷)

صالح میرزا آقایی

صالح میرزا آقایی در بانوی عمارت

تئاتر های صالح میرزا آقایی

بازی، شادی، نمایش به کارگردانی اکرم قاسمپور ۱۳۷۱ چمدان به کارگردانی فرهاد آئیش ۱۳۷۱ فرزندان ایستاده به کارگردانی رامبد جوان ۱۳۷۳ شبی در طهران به کارگردانی گلاب آدینه ۱۳۷۷ بازرس به کارگردانی علیرضا کوشک جلالی ۱۳۸۰ اعتراف به کارگردانى شهاب حسینى ١٣٩۶

مصاحبه با صالح میرزا آقایی و خانواده اش

دوست داریم در ابتدا بیشتر با تک تک اعضای خانواده اشنا شویم…

صالح: من از سال ۷۰ کار بازیگری را به شکل رسمی شروع کردم. درواقع در یکی از کلاسهای بازیگری هنرجو بودم که از آن گروه من و رامبد جوان وارد فضای بازیگری شدیم. همسرم، هنگامه هم در همان گروه بود و حتی برادر همسرم، محمود طالبیان که به عنوان نویسنده فیلمنامه وارد بازار کار شدها ند نیز از همان گروه بودند و از دوستان صمیمی من هستند. در کنار بازیگری کارژورنال هم انجام می دادم، یعنی مطبوعاتی بودم. ضمنا متولد اول مرداد ۱۳۴۹ هستم.

هنگامه: من هم متولد اول مرداد ۱۳۴۸ هستم. فعالیت هنری ام را با همان گروهی که صالح هم در آن عضو بود، شروع کردم. البته من جذب حرفه گریم شدم و کارم را با مسعود ولد بیگی شروع کردم و حدود ۱۵ سال به صورت حرفه ای فعالیت کردم که در کار آخرم با آقای عبدالله اسکندری همکاری داشتم.

بعد از آن تصمیم گرفتم دیگر کارگریم نکنم؛ یعنی به خاطر بچه ها و اینکه فضای کاربرایم سخت شده بود، ترجیح دادم در خانه باشم و بزرگ شدن فرزندانم را ببینم. از انجا که ۲۰ سال سابقه کاریوگا داشتم، ۴ سالی هست که مدرک مربیگری یوگارا گرفته ام و به عنوان مربی یوگا تدریس می کنم.

خورشید: من ۱۳ ساله هستم ودر هنرستان هنرهای زیبای دختران درس میخوانم.رشته ام گرافیک است.

ماهور: من هم ۸ ساله هستم و کلاس دوم دبستان.

صالح میرزا آقایی

صالح میرزا آقایی و خانواده اش

چند سال بعد از ازدواج تصمیم گرفتید که بچه دار شوید؟

صالح: من از همان اول همیشه عاشق خانواده و تشکیل خانواده بودم. این حس را که حسی عجیب و عمیقی برایم است از پدرم به ارث برده ام. درواقع یک جورهایی مرد خانواده بودم. در این بین دلم می خواست که من وهمسرم روزی صاحب ۶ فرزند شویم عاشق خانواده پرجمعیت بودم و با وجود انکه حتی در خانواده خودم یک خواهر و یک برادر دارم و خانوادهای پرجمعیت نبودیم، ولی خودم عاشق خانواده های پرجمعیت بودم و تعلق داشتن به خانواده برایم حس بسیار ارزشمندی است.

دوست دارم اینجا یک خاطره از پدرم بگویم. پدرم حسابدار بود و به همین علت ماموریتهای کاری زیادی می رفت. برای من تعریف می کرد که مثلاوقتی با دوستانش به اهواز رفته بود، زمانی که برای تفریح بیرون می رفتند تاغذایی دور هم بخورند، پدرم نمی خورد چون به فکر مادرم و فرزندانش بود.

می گفت از گلویش پایین نمی رفت. این را که می شنیدم حال عجیبی پیدا می کردم که یک آدم چقدر می تواند به خانواده اش تعلق خاطر داشته باشد. این به نظرم چیز عزیز و کمیابی است و به من هم منتقل شده است و مثلا اگر در موقعیتهای کاری قرار بود جایی به تفریحی بروم یا چیزی بخورم، دلم نمی امد!

صالح میرزا آقایی

حضرت والا در سریال بانوی عمارت

گفتگو با صالح میرزا آقایی

ماهورجان، دوستانت می دانند که پدرت بازیگراست؟

ماهور: بله، من خودم هم شغل پدرم را دوست دارم. هنگامه: صالح اگر در طول هفته وقت نکند اما روز تعطیلش واقعا با بچه هاست. ماهور را پنجشنبه ها با خودش به استخر، پارک و… می برد. حتی او را گاها سر کارهم می برد. ماهور: حتی یک روز قبل از مصاحبه با هم پارک بودیم.

بیرون رفتن خانوادگی برای شما سخت نیست؟

صالح: راستش اوایل واقعا اذیت می شدم. به خصوص خورشید که کوچک بود خیلی حساس بود و این ماجرا را دوست نداشت.

خورشید: یک بخش بد ماجرا این بود که پدرم نقشی منفی زیاد بازی می کرد اما بعد دیدم که خب این طبیعی است و جزو کار بازیگراست. الان ولی خیلی حس خوبی دارم آن زمان فکر میکردم که او فقط باید نقش مثبت بازی کند و قهرمان خوب فیلم باشد.

صالح میرزا آقایی

عکس صالح میرزا آقایی

چند سالگی متوجه شدید که پدرتان بازیگر است؟

خورشید: از کلاس اول به خوبی این موضوع را درک کرده بودم وقتی پدر مرا در تلویزیون نشان میدادند، خوشم می امد.

هنگامه: فکر میکنم خورشید حدود ۳ سال داشت که سریال «گمگشته» پخش شد. بعدها نیز که تکرار کار پخش شد، ماهور یک سال و نیمه بود و به تیتراژسریال واکنش نشان می داند ومی دانست که پدرش درآن کاربازی کرده است. موسیقی کار در ذهن ماهور مانده بود. ماهورهوش و گوش موسیقی بسیار خوبی دارد.

به این استعدادش توجه کرده اید؟

هنگامه:درمهد کودک کلاس های ارف را گذراند. خودش اماباشانیدن قطعات می توانست آن را روی پیانو اجرا کند. همیشه موسیقی را دوست داشت. به رغم اینکه پیانوداریم اما هنوز نگذاشتهام به طور جدی روی آن کار کند اما برای خودش می نوازد.

بیشتر دوست دارم فعلا ضرب کار کند تا ریتم را بشناسد. برای تعطیلات تابستان برنامه کلاس پیانودارد. البته چون خورشید هم پیانو کار می کرد، شنیدنش در خانه در علاقه ماهور بی تاثیر نبود اما وقتی به کلاس های ارف رفت دیدیم که استعدادش را دارد.

صالح میرزا آقایی ؛ از ازدواج و شغل دوم تا بانوی عمارت| سبک زندگی افراد مشهور(281)

صالح میرزا آقایی و هنگامه طالبیان

که در مورد ازدواج تان چه نشانه ای در همسرتان دیدید که حس کردید برای زندگی مشترک گزینه مناسبی هستند؛ فکر شده جلو رفتید یا ماجرای عشق در یک نگاه بود؟

صالح: راستش من اصلا به این ماجرای عشق در یک نگاه اعتقادی ندارم. شاید حس می کنم این نوع رابطه متعلق به زمانهای خیلی دور است که با دیدن کسی یک دل نه، صد دل عاشق می شدند. به نظرم برای زندگی مشترک باید نشانه های مشترک در طرف مقابلت پیدا کنی، منظورم شبیه به هم بودن نیست بلکه به لحاظ تفکری نزدیک باشید اما با سلیقه های متفاوت که رنگ زندگی تان رازیباتر کند.

در مورد هنگامه این رابگویم که همدیگر را می شناختیم و دوست خانوادگی بودیم اما نه به آن شکل که رفت و آمد خانوادگی داشته باشیم. من و برادرهنگامه در دبیرستان لاله های انقلاب همکلاسی بودیم. از طرفی محمود وهنگامه و کلاخانواده آنها در ارتباط با خانواده آقای ملکی بودند ومن که زیاد در فضای خانواده آنها بودم نیز با آنها همراه شدم و گروه من، محمود وهنگامه تبدیل به گروهی شد که کلاس های مختلف هنری مثل آواز حافظخوانی و طراحی میرفتیم واقعا آن زمان ها نگاه من به هنگامه مانند نگاه برادر به خواهر بود و ماجرای عشق در کارنبود.

صالح میرزا آقایی

زندگینامه صالح میرزا آقایی

رفته رفته احساس کردم که او را میشناسم حتی بی آنکه یک لحظه احساسی کنم می تواند همسر من باشد. یک روز به این فکر کردم که ادم برای شریک زندگی اش به دنبال یک آدم همراه وهمدل می گردد. این را صادقانه می گویم، هنگامه جزو بختهای زندگی من است و زندگی و مسیر زندگی ام را بعد از ازدواج با هنگامه پیدا کردم. هنوز که هنوز است با او فکر می کنم؛ مثلا فیلمنامه که پیشنهاد می شوداول باید او بخواند.

به لحاظ اینکه به فهم ودرایت واعتقاد زیادی دارم با ارادت تمامی که به مادرم دارم و کوچک او هستم اما به لحاظ فرهنگی هنگامه خیلی در زندگی من حضور مادرانه دارد.

صالح میرزا آقایی

صالح میرزا آقایی و امیر آقایی

ماجرای ازدواج صالح میرزا آقایی

خانواده مخالفتی نداشتند؟

هنگامه: پدرم که اولش گفت آخر روی چه حسابی؟

صالح: عاشق فقیرمی خواست چه کار؟!

هنگامه: پدرم نگران بود. می گفت نروی و بعد پشیمان شوی اما من می گفتم صالح پشتکاری دارد که می دانم موفق میشود. او می گفت که چون دوستش داری این طور فکر می کنی که همه چیز راحت است اما نیست ولی جواب من این بود که صالح می تواند در زندگی، آدم موفقی باشد و از من حمایت کند.واقعاهم همین طور بود. ما زندگی مان را با هیچ شروع کردیم. خانه را هم پدرصالح کمک کرد گرفتیم. مانند همه جوان های معمولی که اوایل زندگی احتیاج به کمک دارند.

نه خانواده ما و نه ایشان آدمهای ثروتمندی نبودند، اما از نظر فرهنگی آنقدر به ما بخشیده بودند که اثراتش در زندگی ما به خوبی باقی ماند. سعی ما این بود که در همه شرایط زندگی باهم باشیم. نه من ونه او در این سالها گفته ایم پول من است. هر پولی که در این ۱۹ سال زندگی مشترکمان وارد زندگی ما شده برای خانواده بوده است. ۱۹ آبان ماه سالگرد زندگی مشترکمان را جشن گرفتیم.

صالح میرزا آقایی

صالح میرزا آقایی و امیر آقایی و امیر جعفری

مدیریت مالی خانه با چه کسی است؟

هنگامه: من نظارت دارم چون صالح به شدت ولخرج است و عاشق خریدن لباس،

صالح:البته لباس وسفر.

هنگامه: راست میگوید، لباس وسافر برای همین مدیریت و کنترل هزینه ها با من است. خسیس نیستم ولی راستش خیلی وقتها دوست داشتم خسیسی میبودم چون باشغالی که صالح دارد نمی توانیم آن امنیت را داشته باشیم بله یک زمانی مانند سریال «کلاه پهلوی» یا «مختارنامه» خوب بود اما گاهی هم چند ماه کاری نیست.

اگر من نمی خواستم این رویه را داشته باشم شاید الان خیلی به سختی باید زندگی مان را میگذراندیم. به نظرم باید کاملاحواستان به آن پولی که وارد زندگی تان می شود باشد. شرایط زندگی ما طوری است که هر کسی از دور نگاه می کند می گوید وای چه خبر است اما ما هم مانند همه آدمهای دیگر هستیم با همان هزینه ها در زندگی های امروز اگر پدر و مادر در کنار هم کار نکنند، به سختی می توان یک زندگی آن هم با وجود دو فرزند را اداره کرد.

صالح میرزا آقایی ؛ از ازدواج و شغل دوم تا بانوی عمارت| سبک زندگی افراد مشهور(281)

تصاویر صالح میرزا آقایی

شغل دوم صالح میرزا آقایی

کمی در مورد فعالیت دیگر خود توضیح بدهید؟

صالح: من در کار تولید میزال سی دی و صنایع چوبی هستم. صاحب برندی به اسلام دیپلمات هستم چون چوب را دوست داشتم سراغ این کار آمدم، همیشه هم می خواستم در کنار بازیگری بیزینس دیگری داشته باشیم. خدا به استاد جمشید مشایخی عمر باعزت بدهد، جایی با ایشان صحبت می کردم و گفتم که پدرم چنین کاری را دارد و اصرار دارد آن را دنبال کنیم اما علاقه ای ندارم. ایشان به من توصیه کردند که بروم و گفتند نگذار مانند فلانی و فلانی شوی و کار بازیگری ات را مجزا کن.

حالا از ایشان بسیار ممنونم و خوشحالم که کار بازیگری را از بیزینس جدا کرده ام. الان با این شرایط حق انتخاب دارم و می توانم انتخاب کنم سر چه کاری بروم. در حالی که با این شرایط کار که تلویزیون دچار بی پولی است و بعضی ها نیز فقط گروه و اکیپ خودشان را دارند، شما اگر کار دیگری نداشته باشید دچار دردسر می شوید.

صالح میرزا آقایی

صالح میرزا آقایی در بانوی عمارت

حالا که نزدیک به دو دهه از عمر زندگی مشترک شما می گذرد، چقدرش عشق و چقادرش متاثر از عادت است؟

صالح: برای من واقعا این ماجرا عادت نبوده است. با تمام وجودم می گویم خوشحالم از اینکه زندگی ام بر پایه عادت نبود. عادت به نظرم حس خیلی بدی است. اصلاعادت کردن در هر زمینه ای بد است. همان اعتیاد است و اعتیاد به چیزی خوب نیست. در زندگی مان عشق به مفهوم واقعی اش است.

ما آبان سال ۷۵ ازدواج کردیم، آن سال سر کاری بودم که با آقای ناصر آقایی همبازی بودم. به ایشان گفتم می خواهم ازدواج کنم و به من گفت پدرم نصیحتی به من کرد که به درد توهم می خورد؛ اینکه با کسی ازدواج کن که تا آخر عمرت با او حرف برای گفتن داشته باشی من واقعا با هنگامه این حس را دارم. هنوز که هنوز است با این آدم حرف برای گفتن زیاد دارم و این حس خوبی برایم دارد. مامدام سر ماجراهای مختلف باهم حرف میزنیم وهیچ حس عادتی وجود ندارد.



برچسب ها :


نظرات کاربران :

اولین نفری باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید!

دیدگاه های ارسالی شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

نام *
 

کد امنیتی
 
   

ADS

اینجا محل تبلیغات شماست

ADS

 
جدیدترین ها / پربازدیدترین ها
Aftabedel Telegram Channel