Aftabedel Print Banner
چهارشنبه 23 آبان 1397 / 12:56|کد خبر : 8965|گروه : اخــبــار زنــان

رویش پس از مرگ؛

بهار در دل آوار و آوارگی / از خاطره های تلخ آن دوران تا رسیدن به شیرینی این دوران

بهار در دل آوار و آوارگی / از خاطره های تلخ آن دوران تا رسیدن به شیرینی این دوران

نخستین سالگرد این حادثه هولناک از راه رسید، اکنون یکسال است که از زمین لرزه مهیب 7.3 ریشتری سرپل ذهاب در 21 آبان 96 می گذرد و گذشت 365 روز نتوانسته از تلخی این حادثه غمبار در ذهن ایرانیان بکاهد...

به گزارش آفتاب دل، همانند دیگر شبهای بلند پاییزی، بوی برنج دم کشیده در کنار سفره ای ساده و صمیمانه در یک خانه حکایت از مهمان داشت، در خانه ای دیگر کودکی در خواب بود، چشمانی منتظر به در مانده بود و در دیگر آشیانه ای شمع کیک تولد 2 کودک خردسال در شرف خاموش شدن بود‌‌.

 


درست آن زمان که اهالی شهر و روستا دقایق تلخ، شاد و یا عادی زندگی خود را طی می کردند داستان زندگی مردمان به یکباره عوض شد.

 


در اولین سالگرد زلزله و با وجود پشت سرگذاشتن سالی پراز لرزش و ناله زمین برای کرمانشاهیان، خبرها و اقدامات، از رویش پس از مرگ حکایت دارد و گویای این است که آوار غم نتوانسته قامت این مردمان صبور را خمیده نگه دارد.

 

بوی مرگ در کوچه پس کوچه های شهر


امروز نخستین سالگرد این حادثه هولناک است، اکنون یکسال است که از زمین لرزه مهیب 7.3 ریشتری سرپل ذهاب در 21 آبان 96 می گذرد و گذشت 365 روز نتوانسته از تلخی این حادثه غمبار در ذهن ایرانیان بکاهد.

 

اولین سالگرد این زلزله، در واقع خاطرات بسیار تلخی را تداعی می کند که هیچگاه از یاد مردمان این دیار نمی رود، چه بسیار هم دیارانی که از دست دادیم و چه بسیار نازنین افرادی که داغدار شدند...

 

با وجود این همه نیستی و تباهی، دلجویی و یاری رسانی مردم  از سراسر کشور گرمابخش روزها و شبهای پس از زلزله برای بازماندگان شد.

 

بازگو کردن خاطره ای تلخ از یکسال قبل:

 

نمام عمرت را در کنار خانواده ای بوده ای که تا چشم باز می کنی می بینی که دیگر در کنارت نیستند سخت است اما همدرد بودن با آنها بر روی دل خودت نیز سنگینی می کند که چطور می شود کار را تا جایی پیش برد که مرهمی برایشان باشیم اما خودت آرام نمی گیری ....

 

 

مریم تنها 25 سال سن دارد و چند ماهی بود که ازدواج کرده بود و از روستای طایشه به سرپل ذهاب رفته است.

 

4 برادر و یک خواهر دیگر دارد که خواهرش ازدواج کرده است و 4 برادر و مادر و پدرش در روستا زندگی می کنند البته در کنار آنها پدربزرگ و مادربزرگش هم بودند که آن روز به دلیل بد حال بودن حال مادر بزرگ آنها به خانه ی مریم رفته بودند و شب را در آنجا خوابیند تا صبح را به منزل پسرش رهسپار کنند اما تا صبح کافی بود که زندگی رنگ دیگری به خود بگیرد.

 

 

مریم می گوید: ساعت 9 و 48 دقیقه بود سر سفره ی شام که بودیم انگار تمام خانه شروع به لرزیدن کرد همسرم فریاد زد که بیرون برویم زلزله آمده است دست مادربزرگ و پدربزرگم را گرفتیم و به سرعت از منزل خارج شدیم .

 

شهر رنگ دیگری به خود گرفته بود همه جا پر از جیغ و داد وفریاد بود نمی دانستم خوشحال باشم یا ناراحت؛ خوشحال از اینکه نجات پیدا کردیم و ناراحت از نگرانی و دلواپسی همسایه ها .

 

 

دلم به آشوب افتاد ، گویی مادرم جلوی چشمم آمد فقط می دانم داد می زدم و به همسرم میگفتم مادرم . پدرم . بردارهایم ... تو رو خدا من و به اونجا ببر ....

 

حال بدی داشتم . سریع خودمان را به روستا رسانیدم . نصفه های شب بود . وقتی به روستا رسیدم پدرم جیغ و داد می کشید تمام خانه آوار شده بود و دو تا از بردارهایم و مادرم در زیر آوار مانده بودند . آری دل آشوبیم و حضور مادرم در جلوی چشمم ناگهانی نبود . روح مادرم بود که آمده بود تا ببیند حال دخترش خوب است یا نه .

 

 

مریم که اشک هایش و چشمان پر از غمش دلش را آکنده از غصه و خاطرات کرده بود ادامه داد: پدرم می گوید شب زلزله یکی از برادرهایم مشغول نگاه کردن به تلویزیون و یکی دیگر از بردارهایم در کنار مادرم در آشپزخانه بود که شب زلزله پدرم دو تا از بردارهایم را نجات و متاسفانه دو تای دیگر همراه با مادرم در زیر آوار جان خود را از دست دادند.

 

 

 

در چنین شرایطی که بهت و حیرت از حادثه سهمگین و هولناک ایرانیان را فرا گرفته بود، سرپل ذهاب به قطبی و پایگاهی برای اثبات انسانیت، مردانگی و کمک های بشردوستانه تبدیل شد، سپاه، مردم و ملت و احساسات هر فرد که قلبی در سینه داشت را برانگیخت تا با هرآنچه در توان دارد بتواند ذره ای از درد مردمان را بکاهد...

 

از ارسال آذوقه و البسه مردمی گرفته تا تقسیم کار بین نهادها پس از اتمام عملیات امداد و نجات...



** تلاش برای داشتن شهری آباد


پس از گذشت نخستین روزهای پس از زلزله، گام های سپاه برای بازسازی مناطق زلزله زده برداشته شد و عزم و اراده برآن شد تا با حمایت مردم و بازماندگان همه مشکلات فراروی بازسازی برطرف شود.


همچنین دولت در ساخت و ساز مسکن شهری و روستایی نقش نظارت را برعهده گرفت و تسهیلات پرداخت کرد تا خود مردم در ساخت و سازها نقش عمده را بر عهده بگیرند.

 

وجود کاستی در زمین لرزه ای با این همه وسعت و مقیاس طبیعی است و از سوی دیگر پس لرزهای یکساله تلنگری برای هوشیاری همیشگی این مردمان است، برای داشتن سرپل ذهاب آباد، این انسجام ملی باید تداوم یابد.

 

 

انتهای پیام/



برچسب ها :


نظرات کاربران :

اولین نفری باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید!

دیدگاه های ارسالی شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

نام *
 

کد امنیتی
 
   

ADS

ADS

اینجا محل تبلیغات شماست

ADS

 
جدیدترین ها / پربازدیدترین ها
Aftabedel Telegram Channel