Aftabedel Print Banner
دوشنبه 24 اردیبهشت 1397 / 09:48|کد خبر : 8483|گروه : بنیاد حفظ آثار و دفاع مقدس

28 دی ماه روز مقاومت مردم سنندج

28 دی ماه روز مقاومت مردم سنندج

28 دی ماه یادآور روزی است که سکوت شهر سنندج با بمباران هواپیماهای رژیم بعث عراق در سال 65 شکسته شد و 220 نفر در این روز و در عرض چند دقیقه به شهادت رسیدند.

به گزارش دفتر نقش و مشارکت زنان در دفاع مقدس کردستان، 28 دیماه سال 65 روزی که آسمان شهر سنندج با درخشش آفتاب بر دانه‌های بلورین برف خودنمایی می‌کرد و بازاریان مثل همیشه به دنبال کسب و کار خود بودند، دانش‌آموزان مشغول تحصیل، دانشگاهیان به دنبال کسب علم و دانش و کودکان در کوچه‌ها مشغول بازی‌های کودکانه و هر کسی به کاری و به جایی سرگرم بود.

عقربه‌های ساعت سه و پنجاه دقیقه بعدازظهر را نشان می‌داد هواپیماهای بمب افکن رژیم بعث عراق در آسمان سنندج پدیدار شدند و سکوت شهر را در هم شکستند.

کسی نمی‌دانست که این هواپیماها در آن لحظه چه هدفی دارند، اما به ناگاه خانه‌های بسیاری از مناطق شهر سنندج به خود لرزید و در کمتر از 15 دقیقه 18 نقطه شهر سنندج مورد هدف بمب‌های هواپیماهای عراقی قرار گرفتند.

خیابان انقلاب، محله پیرمحمد، چهارباغ، آپارتمان‌های ادب، تک واحدی‌های بنیاد مسکن، نقاط بلوار جانبازان و خیابان فلسطین، میدان نبوت، خیابان نمکی، خیابان اکباتان، منازل مسکونی جنب پادگان و محله تقتقان سنندج در عرض چند دقیقه زیر بمباران هواپیماهای عراقی قرار گرفت و مردم بی‌گناه شهر را به خاک و خون کشاند.

 

به سراغ لیلا آژیر مدیرکل امور بانوان و خانواده استانداری کردستان بعنوان یکی از شاهدان عینی حادثه 28 دیماه سال 65 رفت کسی که مادر و زن عمویش را در آن روز زمستانی از دست داد و هنوز هم دیماه هر سال برایش یادآور خاطره‌های غمگین و ناراحت‌کننده است.

از روزهای نوجوانیش می‌گوید، از آن روزهایی که در مدرسه به او و همسن و سالانش از جنگ گفته بودند و از ایثار رزمندگانی که پشت جبهه‌های نبرد در برابر دشمن ایستاده‌اند و از کمک‌هایی که با هر وسیله چه بافت لباس برای رزمندگان و هرآنچه که نیاز بود، برای آنها تهیه می‌کردند و در دنیای دانش‌آموزی رقابتی برایشان ایجاد شده بود تا سریعتر لباس رزمندگان را ببافند و به دست آنها برسانند.

از آموزش‌هایی که در مدارس به دانش‌آموزان داده می‌شد تا در مواقع لازم و هنگام به صدا در آمدن آژیر خطر به پناهگاه‌ها بروند، می‌گوید و بیان می‌کند: در آن زمان جنگ را از خود دور می‌دیدم و انتظار نداشتم که روزی شهر و محل زندگیم به خاک و خون کشیده شود.

28 دی ماه 65 را بازگو می‌کند؛ درست لحظه‌ای که مادر و زن عمویش عازم مراسم گرامیداشت یاد و نام رسول خدا شدند و او نیز به خواب فرو رفته بود، اما وقتی بیدار شد احساس کرد قیامت به پا شده است، چراکه خانه می‌لرزید و شیشه‌ها شکسته شد و با وحشت و ترس خود را به خیابان رساند و همه را در حال دویدن و گریه و زاری و داد زدن می‌دید.

می‌گوید: سایر اعضای خانواده‌ام که بیرون منزل بودند خود را به من رساندند به دنبال مادرم رفتیم، اما همه زخمی‌ها و شهدا را به بیمارستان توحید رسانده بودند به آنجا رفتیم ولی مادرم را پیدا نکردم خبر دادند که عده‌ای از کشته شدگان را به مسجد محل برده‌اند به آنجا رفتیم و پیکر بی‌جان مادرم را یافتیم که هنوز هم یادآوری آن روز برایم سخت و ناراحت‌کننده است.

از انتظاراتش می‌گوید و می‌افزاید: انتظار دارم که تمام مردم ایران و تمام مردم جهان بدانند که چه اتفاقی در 28 دی ماه سنندج افتاد، چرا که یک حادثه ساده نبود که به سادگی از کنار آن عبور شود. بلکه سرنوشت‌ها را تغییر داد چراکه مادر من در حالیکه سرپرست خانوار بود و خانواده‌هایی که چندین نفر از اعضای خود را از دست دادند سختی بسیار کشیدند و باید همانطور که همه مردم از بمباران شیمیایی هیروشیما و ناکازاکی باخبرند از حادثه 28 دیماه 65 نیز خبردار شوند و بدانند چه اتفاقی در آن روزها افتاده است.

انتهای پیام/



برچسب ها :


نظرات کاربران :

اولین نفری باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید!

دیدگاه های ارسالی شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

نام *
 

کد امنیتی
 
   

ADS

ADS

ADS

ADS

اینجا محل تبلیغات شماست

ADS

 
جدیدترین ها / پربازدیدترین ها
Aftabedel Telegram Channel