Aftabedel Print Banner
سه شنبه 15 فروردین 1396 / 09:08|کد خبر : 5678|گروه : اخــبــار زنــان

مقاله ؛

رنج عروس های کوچک عروسک به دست در کردستان !

رنج عروس های کوچک عروسک به دست در کردستان !

باورش بسیار سخت است ، کودکی که به صرف دختر بودن مجبور به ازدواج می شود.کودکی که در بهترین دوران بازی کودکانه ی خود قرار دارد ، تن به پذیرش زوجیت می دهد که سالیان سال او را آزار خواهد داد.

به گزارش خبرنگار آفتاب دل، باورش بسیار سخت است ، کودکی که به صرف دختر بودن مجبور به ازدواج می شود.کودکی که در بهترین دوران بازی کودکانه ی خود قرار دارد ، تن به پذیرش زوجیت می دهد که سالیان سال او را آزار خواهد داد. به جای خوشبختی ، نگون بختی را در اقبالش قرار می دهند ، این وضعیت شوم مختص دختران کودک ایرانی نیست بلکه پدیده ی شوم کشورهای جهان سوم است.

 


سازمان ملل متحد اعلام داشته است؛ اگر روند کنونی ازدواج اجباری دختران خردسال ادامه یابد در سال ۲۰۵۰ میلادی تعداد کسانی که پیش از رسیدن به سن قانونی مجبور به تشکیل خانواده شده‌اند حدود یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون نفر خواهد بود.

 

مطابق آمار سازمان ملل متحد در حال حاضر ۷۰۰ میلیون زن و دختر خردسال در سراسر جهان وجود دارند که پیش از سن قانونی مجبور به ازدواج شده‌اند.

 

بررسی‌ها نشان می‌دهد که در کشورهایی مانند هند، افغانستان، یمن، نیجریه و سومالی در مواردی ازدواج اجباری شامل دخترانی می‌شود که تازه به سن ده سالگی رسیده‌اند. در ایران مسئولان  سازمان ثبت احوال کشور  از انتشار آماری مبنی بر اینکه ازدواج و نکاح کودکان زیر 10 سال در کشور داریم خبر می دهند،  آمارها  در ایران نشان می‌دهد که میزان ازدواج کودکان در‌ سال ٩٤، نسبت به ‌سال ٩٣، ١٠‌هزار مورد بیشتر بوده است: «درحال حاضر ۴۳‌هزار ازدواج دختران ۱۰ تا ۱۵ساله در کشور داریم که از این تعداد ٢‌هزار کودک از همسر خود جدا یا بیوه شده‌اند.»مسأله‌ای که در کنار ازدواج این کودکان وجود دارد، افزایش طلاق در میان آنهاست. بیشتر این کودکان، در سن ١٠ تا ١٨سالگی طلاق می‌گیرند که نشان می‌دهد آنها زمانی که ١٠ تا ١٥‌ساله بودند، ازدواج کردند.» . این خبرها  نشان از یک واقعیت تلخ در جامعه ما دارد.اگرچه این واقعیت های دردناک نشان از یک ناهنجاری اجتماعی در جامعه ی ما است .منشاء و علت این  نوع ازدواج  نسبت به دختران کودک ناشی از سنت و باورهای غلط،فقر، اعتیاد، برداشت های نادرست از شرع و باورهای مذهبی ،ناهنجاری های اجتماعی و....است.

 

اگر بخواهیم در نظام حقوقی ایران این موضوع را بررسی کنیم باید بین سن بلوغ و سن توانایی نکاح تفاوت قائل شویم. متاسفانه قانون مدنی بدون توجه به موقعیت جغرافیایی مناطق مختلف ایران همانند مناطق  سردسیری کردستان و آذربایجانات  و سیستان و بلوچستان در این زمینه تنظیم گردیده است.سن بلوغ برای نکاح از آغازین روزهای تدوین قانون مدنی تاکنون دستخوش تحولات گوناگونی شده است که ملاحظه سیر تاریخی و افراط و تفریط هایی که در این زمینه شده عبرت انگیز است.ماده 1041 ق . م .سابق در این باره مقرر کرده بود: ((نکاح اناث قبل از رسیدن به سن 18 تمام ممنوع است.معذالک در مواردی که مصالحی اقتضاء کند، با پیشنهاد مدعی العموم و تصویب محکمه ممکن است معافیت از شرط سن اعطا شود. ولی در هر حال این معافیت نمی تواند به اناثی داده شود که کمتر از 13 سال تمام و به ذکوری شامل گردد که کمتر از 15 سال تمام دارند.مصلحتی که قانون به آن اشاره می کرد اعم از مصلحت جسمی یا مالی و معنوی بود ، از آنجا که نکاح دختر کمتر از 15 سال در عادات و رسوم و مذهب ما مجاز شناخته شده بود، رویه قضایی بر این روال بود که هرگاه صغیر از نظر استعداد جسمی مانعی برای نکاح داشت، مقامات قانونی از معاف کردن او دریغ نمی کردند و به مصالح دیگر توجه نداشتند دنبال کردن این رویه سبب شده بود که ازدواج بین دختران و پسران جوان و نابالغ فزونی یابد. در پاره ای از طلاق ها نیز چنین عنوان می شد، که چون همسران جوان تجربه کافی برای انتخاب شریک زندگی و اداره خانواده نداشته اند، پیوندشان به جدایی کشیده است .

 

انتقادهایی که از ازدواج نوجوانان می شد، قانونگذار را برانگیخت تا در ماده 23 قانون حمایت خانواده (1353) چنین اعلام کند: ((ازدواج زن قبل از رسیدن به سن 18 سال تمام و مرد قبل از رسیدن به سن 20 سال تمام ممنوع است. معذالک در مواردی که مصالحی اقتضا کند استثناً در مورد زنی که سن او از پانزده سال تمام کمتر نباشد و برای زندگی زناشویی استعداد جسمی و روانی داشته باشد، به پیشنهاد دادستان و تصویب دادگاه شهرستان ممکن است معافیت از شرط سن اعطاء شود. زن یا مردی که ، بر خلاف مقررات این ماده ، با کسی که هنوز به سن قانونی برای ازدواج نرسیده است مزاوجت کند، حسب مورد به مجازاتهای مقرر در ماده 3 قانون ازدواج مصوب 1316 محکوم خواهد شد)). با این ترتیب ، سن قانونی ازدواج برای دختر همان سن رشد و برای پسر دو سال بیشتر معین شد ؛ کاری که مانند آن را در هیچ نظام حقوقی دیگری نمی توان دید در انتقاد از این افراط در نوگرایی گفته شد که : ((هیچکس این حقیقت را انکار نمی کند که زن و مرد هر چه عاقل تر و با تجربه تر باشند خانواده بهتر اداره می شود و کودکان متولد در چنین خانواده ای محیط مساعدتری می یابند

 ماده 1041 ق . م

بدین عبارت اصلاح شد: (( نکاح قبل از بلوغ ممنوع است)). این ماده به خودی خود عیب مهمی ندارد. زیرا در کشور ما ، بطور معمول دختران در 13 سالگی و پسران در 15 سالگی بالغ می شوند. ولی ، تبصره 1 ماده 1210 اصلاحی سنی را برای بلوغ دختران معین می کند که با واقعیت طبیعی در اقلیم ما سازگار نیست. بموجب این تبصره : ((سن بلوغ در پسر پانزده سال قمری و در دختر نه سال قمری است)) یعنی ، بر مبنای این قوانین ، دختری که هنوز چند ماهی از نه سال شمسی کم دارد، اهلیت نکاح دارد و صلاحیت مادر شدن را پیدا می کند این حکم از نظر مشهور در فقه امامیه پیروی کرده است : در فقه اسلام ، نسبت به سن بلوغ اتفاق نظر وجود ندارد : امام ابوحنیفه 18 سالگی را برای پسر و 17 سالگی را برای دختر پذیرفته است و امام شافعی 15 سالگی را برای هر دو انتخاب کرده است . امام مالک 17 سال را انتخاب نموه است. . در فقه امامیه ، بنظر مشهور نه سالگی سن بلوغ دختر است و یکی دو تن از فقیهایی که در پاره ای از کتابهای خود ده سالگی را سن بلوغ دانسته اند ، در سایر مباحث به مشهور پیوسته اندو بهمین جهت ، بعضی از بزرگان ادعا کرده اند که این نظر در فقه امامیه استقرار یافته است آنچه به کودک اهلیت و صلاحیت می بخشد، انقلاب جسمی و روانی است و سن یکی از اماره های وقوع چنین انقلابی است که در زبان عرف و حقوق (( بلوغ )) نامیده می شود. مفاد پاره ای اخبار و آیه 4 از سوره نساء (حتی اذا بلغوا النکاح ) و آیه 59 از سوره نور نیز این نکته را تایید می کند که ((بلوغ)) با قابلیت جسمی برای زناشویی تحقق می یابد و نشانه هایی که در اخبار آمده و فقیهان به آن تصریح کرده اند، اماره و راه وصول و کشف این واقعیت است اگر این تعبیر پذیرفته شود، تعیین سن بلوغ بایستی بر مبنای غلبه و با توجه به وضع جسمی و آب و هوا و سایر شرایط اقلیمی محیط بر هر قوم معین شود و جنبه قاعده برای همه اقوام و دوره های تاریخی پیدا نمی کند.

 

قانونگذار ماده 1041 را زیر عنوان ((قابلیت صحی برای ازدواج )) نهادند و سن بلوغ را در آن اماره ای تغییر پذیر شمردند و حداقل آن را سیزده سالگی قرار دادند. برعکس، اصلاح کنندگان سال 61 چنین پنداشتند که سن تعیین شده در فقه قاعده ای است موضوعی و ثابت پس، بدون توجه به وضع جامعه کنونی ، نظر مشهور فقیهان را در تبصره 1 ماده 1210 در زمره احکام آوردند. ماده 1041 قانون مدنی مصوب1/4/1381 مجمع تشخیص مصلحت نظام اعلام می دارد (( عقد نکاح قبل از رسیدن به سیزده سال تمام شمسی و پسر قبل از رسیدن به 15 سال تمام شمسی منوط است به اذن ولی به شرط رعایت مصلحت با تشخیص دادگاه صالح .)) همچنین ماده 3 قانون ازدواج مصوب 20 مرداد ماه 1310 در این باب می گوید: ((هر کس بر خلاف مقررات ماده 1041 قانون مدنی با کسی که هنوز به سن قانونی برای ازدواج نرسیده است مزاوجت کند به 6 ماه الی 2 سال حبس تادیبی محکوم خواهد شد. در صورتیکه دختر بسن 13 سال تمام نرسیده باشد، لااقل به 2 الی 3 سال حبس تادیبی محکوم می شود. و اگر در اثر ازدواج بر خلاف مقررات فوق مواقعه منتهی به نقص یکی از اعضاء یا مرض دائم زن گردد مجازات زوج از 5 الی 10 سال حبس با اعمال شاقه است. عاقد و خواستگار و سایر اشخاصی که شرکت در جرم داشته اند نیز بهمان مجازات یا مجازاتی که برای معاون جرم مقرر است محکوم می شوند. محاکمه این اشخاص را وزارت عدلیه می تواند به محاکم مخصوص که اصول تشکیلات و ترتیب رسیدگی آن به موجب نظام نامه معین می شود رجوع نماید و در صورت عدم تشکیل محکمه مخصوص رسیدگی در محاکم عمومی به عمل خواهد آمد.

 

 

مرتکب جرم در این جا منحصراً مردی است که بدون اخذ اجازه از سوی ولی دختر او را به عقد نکاح خود در می آورد بنابراین نابالغه مرتکب هیچ جرمی نشده است مضافاً در فرض خارج از این ماده نیز نابالغه به جهت نداشتن مسئولیت کیفری از نقطه نظر کیفری طبق ماده 49 قانون مجازات اسلامی قابل تعقیب نمی باشد از سویی با توجه به اصلاح ماده 1041 قانون مدنی به موجب مصوبه 1381 و با توجه به اینکه ماده 646 قانون مجازات اسلامی به عنوان ضمانت اجرای ماده 1041 سابق تدوین شده بود و در آن ماده ازدواج پیش از بلوغ ممنوع بود و سن بلوغ نیز 9 سال در دختر و 15 سال در پسر بوده و اکنون با اصلاح ماه اخیر مقنن تغییر رویه داده و ملاک سن بلوغ را کنار گذاشته و ملاک سنی 13 سال در دختر و 15 سال در پسر را ملاک قرار داده لذا ازدواج پیش از سن 13 ممنوع است . علیهذا تحقق جرم ماده 646 که اعلام می دارد ازدواج قبل از بلوغ بدون اذن ولی ممنوع است چنانچه مردی با دختری که به حد بلوغ نرسیده برخلاف مقررات ماده 1041 قانون مدنی و تبصره ذیل آن ازدواج نماید به حبس تعزیری از 6 ماه تا 2 سال محکوم می گردد. بنابراین چنانچه مردی با دختری که به سن 13 سال نرسیده بدون اجازه ولی دختر ازدواج نماید عملش جرم است . البته ماده 3 قانون ازدواج حسب این ماده نسخ شده است . حال معلوم نیست که این قضیه در مناطقی که واقع شده است مورد تعقیب کیفری قرار گرفته است یا خیر؟

 

 

هدف قوانین در نظارت و اداره زناشویی ، تشکیل خانواده و حفظ سلامت و تربیت فرزندان ناشی از این پیوند است. نهاد خانواده و پیوند میان زن و مرد با عقد نکاح آغاز می شود که نیاز به شعور و اراده سالم دارد. نوجوان باید معنی زناشویی و مسوولیت های ناشی از آن را تمیز دهد و توانایی جسمی و روانی آوردن و پروردن فرزند را داشته باشد. پس ، گذشته از بلوغ ، زناشویی به تجربه و رشد عقلی نیز نیاز  دارد .واقعیت مسله این است که ازدواج دختران کودک در ایران یک مصیبت اجتماعی و فرهنگی محسوب می شود که آثار دهشتناکی بر پیکره ی جامعه ی ایرانی خواهد گذاشت.متاسفانه علیرغم جرم انگاری این موضوع در نظام حقوقی ایران ، ضمانت اجرای کافی برای پیشگیری و جلوگیری از آن وجود ندارد.صدمات چنین ازدواج هایی سالیان سال بر ذهن و روان این کودکان باقی خواهد ماند. و زخمی دردناک بر پیکره ی جامعه ی ایرانی خواهد بود.

 

حسین احمدی نیاز- حقوقدان


انتهای پیام/

 



برچسب ها :


نظرات کاربران :

اولین نفری باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید!

دیدگاه های ارسالی شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

نام *
 

کد امنیتی
 
   

ADS

ADS

اینجا محل تبلیغات شماست

ADS

 
جدیدترین ها / پربازدیدترین ها
Aftabedel Telegram Channel