Aftabedel Print Banner
دوشنبه 5 مرداد 1394 / 12:38|کد خبر : 19|گروه : اخبار استان

رد آدم، بوی حوا /نگاهی به زندگی هوار نشینان پالنگان

رد آدم، بوی حوا /نگاهی به زندگی هوار نشینان پالنگان

چند روزی از هوار می گذره و من هنوز دارم به اون سبک زندگی و مردمانش فکر میکنم. حس غریبی پس از بازگشتم و با نگاهی که به دور و بر و سبک زندگی خودمون می اندازم دلتنگترم می کند و منو وادار به نوشتن می کند.

به گزارش آفتاب دل به نقل از گولان سقز، چند نفر از ما حاضریم چند روز رو فقط بدون برق و اینترنت بگذرونیم ؟ چند نفر از ما با وجود امکانات دور و برمون از ته دل خوشحالیم و خدارو برای همه چیز هایی که داریم سپاس گذاریم؟!

وسط این زندگی پر هیاهو، نبض زندگی رو کجا گم کردیم که این همه آشفته و پریشانیم؟

دلتنگم، به جنگل آهن و سیمان دنیای بیرون قدم میذارم. رفت و آمد ماشین ها و مردم رو می بینم که چقدر با عجله در حال حرکتند؟

همیشه گفتن یه جا موندن خوب نیست چرا که آب هم اگه بی حرکت یه جا بمونه می گنده. اما احساس میکنم ما گاهی آنقدر با سرعت در حال حرکتیم که یادمون میره دلیل این جنبش و پویایی رو. برای اینکه هر چه سریعتر به مقصد برسیم بچه ی کوچک شادی ها و دل خوشی هامون رو جا گذاشتیم. و چقدر سخته بی شادی و بی خوشی زیستن...

هر روز رسالتمو برای خودم تکرار میکنم که چرا زنده ام؟ که چرا در حرکتم؟ اما وسط این هیاهو انگار صدای خودم رو هم گم کردم و نمی شنوم.

ناخود آگاه یاد این شعر می افتم:

     هی داد هی به داد  که س دیار نیه          که س له ده ردی که س  خه بر دار نیه

هی داد  هی به داد  له م گه وره شاره          نه دنگی دوس دیت  نه یار دیاره

کوله پشتیمو بر می دارم و خودمو به خدای خودم و آرامش طبیعتش می سپارم.

همسفر خوب موهبتیه که لذت سفر رو صد چندان می کند و چه همسفری بهتر از سیروان. همسفر با سیروان، غصه هامو به آب پاک و زلالش می سپارم و باید کنار سیروان قدم بزنی تا با تمام وجودت تازه شدن روحت رو با صدای موسیقی آب حس کنی.

در دو طرف دره ای که رودخانه تنگی ور از میان آن گذشته خانه هایی از جنس سنگ، به صورت پلکانی جا خوش کرده اند.

وارد پالنگان میشوم...

اگر از من بپرسید پالنگان را با چه چیزهایی به خاطر می سپاری، حتما میگویم کباب ماهی خوشمزه شان و چشمه ها((1))و آبشارهایی که از دل کوه ها سرازیر شده اند و بهشت خدارو تو ذهن انسان تداعی می کنند. وجود بقایای قلعه پالنگان و آتشکده ها و پل های قدیمی در کنار این مناظر زیبا پالنگان رو به یک تابلوی زیبای تاریخی تبدیل کرده است.

رد آدم، بوی حوا

برای رسیدن به هوار گوزیبان باید از مسیری سنگ لا عبور کنی تا به دل ارتفاعات شاهو برسی. یکی از حس هایی که همیشه تو صعود به قله ها به آدم دست میده، حس نزدیک شدن به خدا و یکی شدن با طبیعته، حس غروری که لحظه ی صعود به آدم دست میده، وصف ناپذیری آدم اما از بالا که همه جا رو نگاه میکنه خیلی چیزا رو کوچک میبینه و درک این موضوع ساده که ما تنها عضو کوچکی از این دنیایم باعث میشه حس غرورش آمیخته با تواضعی خاص بشه.

رد آدم، بوی حوا

هوار گوزیبان از مدت ها محل ییلاق روستائیان اطراف شاهو بوده. هرکس که میخواهد حس و حال ساده زیستی و ساده دلی آدم و حوا را تجربه کند باید به هوار برود. جایی که مثل هیچ جای دیگری نیست، اینجا آنقدر زندگی جاریست که صدای نبض زندگی را میشنوی. خورشید هر روز صبح نزدیکتر از همیشه به تو سلام میکند.

خانه ها خوشکه چین و از جنس سنگ خالص است. هر خانه شاید فقط یک اتاق است.

اینجا از لوله کشی خبری نیست. سوسن و دخترهای دیگر هر روز چند بار سطل های آب را از تنها آب انبار هوار پر می کنند و به خانه می برند.

رد آدم، بوی حوا

ما اگر هر روز ساعت هفت و هشت صبح از خواب بیدار شویم به خود میبالیم و فکر میکنیم سحر خیزیم اما اینجا هر روز ساعت چهار و پنج صبح از خواب بیدار می شوند و گوسفندها و بزها را به چرا می برند.

مردم هوار دسته جمعی با سنگ مشغول ساختن ساختمان مدرسه اند.

مریم خانم دارد کشکک درست می کند و جای زنبورهای عسل را نیز مرتب ودرست می کند.

{از هر کجا که می گذری انگار مدتها است که همه را میشناسی. با وجود همه ی کارهایشان همیشه برای مهمان ناخوانده وقت دارند}.

سوسن و مریم خانم و زن ها و دخترهای دیگر برای دوشیدن شیر بزها می روند. چیاکوی کوچولوی دوس داشتنی را بغل می کنم و از آبنبات هایی که به او داده ام به خودم تعارف می کند.

رد آدم، بوی حوا

ناهار ماست و کره و دوغ و شیر بز داریم. احساس میکنم در تمام طول عمرم ماست و کره و دوغ نخورده ام. اینجا از روغن پالم و نگهدارنده خبری نیست.

بچه های هوار با سنگ و چوب، زمین فوتبال درست کرده اند و دوست دارم با آنها همبازی شوم. شاید اگر هر روز دیگری بود بعد از ناهار و آن همه پیاده روی نمیتوانستم از جایم تکان هم بخورم اما با انرژی و شوق خاصی همراهی شان می کنم.

دایه خانم کنار شوهرشان که بالای پشت بام دارد هیزم می شکند دارد ترانه هایی به زبان محلی می خواند. به کنارش می روم و به او گوش میدهم. از دایه خانم میپرسم از زندگیت راضی هستی؟ از ته دل پاسخ داد که خدا را شکر چرا نباید راضی باشم. همه ی دخترها و پسرهایم ازدواج کرده اند سر خانه و زندگی شان هستند. می گویم سختتان نیست اینجا تنهایید و دور از بچه ها؟ اینجا همه مثل کس و کار آدم هستند.

وقتی داشتم از آنجا بر می گشتم مادر چیاکو، گفت صفورا چیاکو دارد برات دست تکون میده. چیاکو کوچکتر از آن بود که بتواند زبان به سخن بگشاید، با زبان مهربانی بدرقه ام کرد. دوست داشتم همان جا یک خانه ی سنگی بسازم. من هم یک "به ری وان" شوم. بزرگ شدن چیاکو را ببینم و دایه خانم برایم ترانه های محلی بخواند و عین خیالم نباشد که چرخ گردون شتابان می گذرد یا نه همه چیز به همان سادگی بود که دیدم و چند روز از آن روزها میگذرد و میدانم روزها هم که بگذرند همچنان دلم برای آنجا تنگ میشود.

من مانده ام و یک دنیا حس خوب و آهنگی از عثمان هورامی که به زبان محلی خوانده و مرا با خود به هوار میبرد.

رد آدم، بوی حوا

 

1(( در روستای پالنگان افزون بر بیست چشمه ی جوشان در دره ی تنگی ور دارد که آب زلال و خنک خود را به رودخانه ی تنگی ور می ریزند. رودخانه تنگی ور نیز خود به رودخانه سیروان می پیوندد)). این جمله رو از ویکی پدیا گرفتم. واقعا از بس محصور طبیعت زیباش شده بودم که نمیتوانستم دنبال شمردن و اعداد و ارقام برم. شاید تعدادشون کمتر هم شده باشه چون تو چند سال اخیر با بحران کم آبی مواجه بودیم و جاهایی هم که رفتم از این وضعیت مستثنی نبودند.

 

یادداشت از: صفورا صحافی



برچسب ها :


نظرات کاربران :

شیدا [دوشنبه 5 مرداد 1394 | 12:46] پاسخ

ویرای سلاوو ریزم بو سه فورای هه میشه ئازیز و ده ستخوشی بو ئه و ده قه رازاوه یه.
خاتوون بو به کوردی نه تنوسیوه؟
و هه روه ها له و ده قه شیعریه ی سه رودا چه ند هه له م دی له نوسینی کوردیدا تکام ئه وه یه هه له کانت لابه ریت
دیسان سپاس

امید [دوشنبه 5 مرداد 1394 | 12:46] پاسخ

سلام آفرین بر قلم و احساستان که درهم آمیخته و اینچنین سفرنامه ای نوشته شد. واقعا لذت بردم. با آرزوی موفقیت در تمامی مراحل زندگی

عالیه از دهگلان [دوشنبه 5 مرداد 1394 | 15:58] پاسخ

اولا :عکساتون . خیلی خیلی جالبه . ثانیا . پالنگانی ها . خیلی مهمان نوازند . من سفر کسانی را که تا بحال نرفتند توصیه می کنم .

دیدگاه های ارسالی شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

نام *
 

کد امنیتی
 
   
 
جدیدترین ها / پربازدیدترین ها
Aftabedel Telegram Channel