Aftabedel Print Banner
شنبه 10 آبان 1393 / 08:43|کد خبر : 161|گروه : اخــبــار زنــان

معلق ماندن سیمای سنندج بین فرهنگ سنت و مدرنیته

معلق ماندن سیمای سنندج بین فرهنگ سنت و مدرنیته

سیمای شهری سنندج در حال حاضر بیش ازآنکه تداعی گر یک شهر شرقی باشد ، در میان فرهنگ سنت ومدرنیته آن هم به شکل آماتور معلق مانده و هر یک از بخشهای شهر بر اساس سلیقه فردی و حتی گروهی متولیان شهری رشد و حتی تولید می شود.

به گزارش خبرنگار آفتاب دل، اگر به شما بگویند تصویری ازشهر سنندج را در روی یک کاغذ سفید رنگ پیاده کنید ، کدام بخش امروزین شهر درتصویر شما برجسته تر و نمایانتر جلوه گر خواهد بود.


در عین حال که این آزمون ساده است و بیشتر به یک سرگرمی می ماند ، اما در لایه درونی خودش حاوی نکات عمیقی است که می تواند بیانگر دیدگاه و طرز تفکر وحتی آرمان شهروندان از شهرشان باشد.


 برای بسیاری خیابان‌، میدان ، ترافیک ، فضای سبز ، ساختمان های بی قواره ، شلوغی پیاده روها و … می تواند در تصویرشان برجسته تر باشد اما می توان گفت که این ابزار هنری (تصویر سازی از شهر)در حالت امروزین با وضعیت موجود ،ارائه گر تصاویر خوبی از شهر وسیما منظر آن می باشد.


 علیرغم اینکه در حوزه شعار برای آرمان شهر سنندج مسئولین و حتی گاه مردم چیزی کم نمی گذارند و همگی در پی یک مدینه فاضله هستند اما در عمل یک سمفونی ناموزون توسط مسئولین در رابطه با سیستم جامع شهری نواخته می شود که هر یک نت خود را می نوازند و هیچ هماهنگی بین بخشی وجود ندارد.


 سیمای شهری سنندج در حال حاضر بیش ازآنکه تداعی گر یک شهر شرقی باشد ، در میان سنت ومدرنیته آن هم به شکل آمارتور معلق مانده و هر یک از بخشهای شهر بر اساس سلیقه فردی و حتی گروهی متولیان شهری رشد و حتی تولید می شود.


 یکی از اجزای مهم و تشکیل دهنده بافت شهری  سنندج ، ساختمانها و سیمای منظرآن است. در واقع شهرسازی برای این شهر حکم همان خشت اولی  را دارد که اگر کج نهاده شود تا ثریا این دیوار کج خواهد رفت و تمام هزینه ها و زمانهایی که صرف تامین رفاه عمومی می شود به دلیل اینکه بافت شهری و بویژه ساختمانهای آن چون با روحیات یک انسان شرقی واز همه مهمتر انسانی با تفکر اسلامی- ایرانی مطابقت ندارد ، لذا هزینه ها بیهوده خواهد بود.


در اندیشه غرب که بر پایه جدایی از طبیعت و غلبه برآن استوار شده ، سبک خاص خود را در خلق آثار ادبی ، معماری ، نقاشی دارد.


نحوه برخورد ساختمانها با آسمان در غرب برخوردی چالش زا و خشم آلود بوده و این نوع نگاه از گذشته وجود داشته است.
 بر همین اساس در فرهنگ غرب واژه ای به نام آسمان خراش به وجود می آید . حال در اندیشه اصیل ایرانی  اسلامی ، معماری هیچگاه آسمان را نخراشیده و به آن نشوریده و نخروشیده است.


 گویا خیابانها ی شهر سنندج با انسان غریبی می کنند.حرمت در این شهررنگ باخته و دیوارهای سرد و بد قواره روز به روز بر تعدادشان افزوده می شود.


  به همان میزان که دیوارها قد می کشند محبت ،صفا و مهربانی ، آرامش و آلودگی هم نم می کشد. شهرسازان امروز ما بیش از آن که وامدار معماری اصیل ایرانی  اسلامی باشند ، مقلدکورکورانه از معماری غربی هستند که انسان و طبیعت در آنها هیچ نقشی ندارد و آهن پاره ها و دیوارهای بی جان برشاکله شهرسازی غلبه یافته است.


 سنندج امروز در حالی به جمع شهرهای تاریخی ، فرهنگی ایران و جهان پیوسته که  متاسفانه تفکر جامعی برای این موضوع تدارک دیده نشده که آرمان این شهر کجاست ؟ آیا صرف احداث یک کتابخانه کوچک در یک پارک ،کاشت چند نهال در یک بوستان‌، احداث یک خیابان و آسفالت چند کوچه را می توان به عنوان یک آرمان شهر در نظر گرفت. به تعداد تصمیم گیران وتصمیم سازان این شهر ، برنامه و عملکرد به چشم می خورد که هیچ کدام تناسبی باهم ندارند. اما بخش عمده را که شهرسازی و معماران به خودشان اختصاص می دهند ، متاسفانه در نگاه مادی گرایانه مهندسین به سمتی پیش رفته که امروز شهر سنندج به هیچ وجه نماد یک شهر با معماری اصیل ایرانی اسلامی نیست.


 ساختمانها بی هیچ نظم و قاعده ای در کنار هم رشد می کنند و خیابانها و میدانها بیش از آنکه حاصل یک کار تحقیقاتی و آینده نگر باشند ، بر اساس سلیقه و نظر شخصی مسئولان بیشمارشهری و شهرستانی ساخته و حتی دستخوش تغییر می شوند.اگر چه تجربه وسابقه بی توجهی به تدوین چشم انداز در کشور ما موضوعی مبرهن و واضح است با این همه معتقدیم که این شهر به یک چشم انداز جامع نیاز دارد تا در هر دوره بر اساس خواست و سلیقه افراد ساخته نشود.


 اگر معتقدیم که شهر چیزی نیست ، جز مجموعه پیچیده ای از اقشار،طبقات ، حرف ، سازمانهای اجتماعی ، تخصص ها و هماهنگی آنها در یک فضای جغرافیایی معین و با وظایف و حقوق خاص خود ،پس باید بپذیریم که آرمان این شهر با هماهنگی به وجود می آید.


 در این شهر هنر جایی ندارد و بی دلیل هم نیست که هنرها به همراه انسان به محض اینکه فرصتی پیش می آید از شهر می گریزند. بارها و بارها در تاکسی واتوبوس ، در صف نانوایی ودر محافل دوستانه و رسمی از این موضوع گفته ایم که روابط انسانی بیش از پیش گسسته و همسایه ها گاهی بیگانه تر از مریخی ها شده اند‌، اما غافل از اینکه اوضاع امروز حاصل تلاش یک فرد و یا افرادی نیست ، این اوضاع سرد و بی روحی که بر معماری شهری سنندج، برمناسبات اجتماعی ، برادب اجتماعی افراد‌، بر عدم رعایت حقوق شهروندی بر قانون مداری و… شهروندان سایه افکنده حاصل سالها بی تدبیری و بی توجهی هم از سوی مسئولین و هم مردم است.


 تاخر و واپس ماندگی فرهنگی در این شهر موج می زند، تکنولوژی های وارداتی به درون خانواده ها و فضای عمومی شهر ورود پیداکرده ولی فرهنگ متناسب با آن وجود ندارد و این دلیلی می شود تادر مسائلی چون ترافیک ، رانندگی ، آپارتمانی نشینی ، سیمای شهری ، ساخت و سازها و حتی ارتباطات با چالش هایی مواجه شویم. چالشهایی که هنوز تدبیری اساسی و بلند مدت برایشان اتخاذ نشده و نیز ارگان و نهادی بی آنکه احساس تعلقی به هویت این شهر داشته باشد ، بیشتر احساس تعلق به تامین درآمدهای سازمانشان و حتی خودشان دارند و این گونه می شود که اولویتها و نیازهای عمومی این شهر در میان انگیزه های شخصی و مادی افراد گم می شود.


 ساختمانهای بد قواره که به جز سردی و کسالت روان چیز دیگری عاید مردم نمی کند روز به روز بر تعداشان افزوده می شود و بی آنکه مسئولی معترض شود.


 مسئولین شهری سنندج باید به این دغدغه پاسخ دهند که چگونه است در چند دهه اخیر یک تفکر جمع گرایانه در جامعه حاکم بود و انقلاب اسلامی ایران براساس این تفکر جمع گرایانه شکل گرفت ، درزمان جنگ نیز تفکر جمع گرایانه و خویشتن را فدای مصالح جامعه کردن دردفاع از میهن اسلامی نقش بسزایی داشت، اما به تدریج امروز تفکر جمع گرایانه تبدیل به تفکر فرد گرایانه شد و در این نوع تفکر که امروز بیشتردر حوزه شهرسازی شاهد هستیم ، هر فرد ضمن آنکه به فکر ارتقاءمادی و علمی خود است رفتار او به گونه ای است که نتیجه آن در قالب متخصص شدن فرد و فرزندانش و افزایش تولید و سوءمنفعت هایی را ایجاد می کند . در این تفکر هر فرد به فکر سود و منافع خویش است‌، بدون آنکه توجهی به منافع جمعی داشته است.


 معماری امروز برازنده این شهر با هویت نیست ، ساخت وسازهایی که در بخشهای دولتی و خصوصی از سوی مردم و مسئولین انجام می گیرد‌؛ به هیچ وجه تناسبی با ایده ها وآرمانهای یک شهر فرهنگی و تاریخی ندارد و تمام حرف ها و شعارهایی هم که در رابطه با دفاع از هویت این شهر از سوی مسئولین به زبان جاری می شود در همان تفکر فردگرایانه قابل بررسی است،چرا که اگر این طور نبود اوضاع شهرسازی وبسیاری از مسائل دیگر شهری  کردستان به این شکل نامطلوب و بی قاعده نبود.


انتهای پیام/



برچسب ها :


نظرات کاربران :

اولین نفری باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید!

دیدگاه های ارسالی شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

نام *
 

کد امنیتی
 
   

ADS

اینجا محل تبلیغات شماست

ADS

 
جدیدترین ها / پربازدیدترین ها
Aftabedel Telegram Channel