Aftabedel Print Banner
شنبه 19 اردیبهشت 1394 / 11:11|کد خبر : 134|گروه : اخــبــار زنــان

بغض های گریان و بی صدای پدری که از سمیه کردستان می گوید

بغض های گریان و بی صدای پدری که از سمیه کردستان می گوید

ناهید فاتحی کرجو شهیدی که سمیه کردستان را برای همیشه جاویدان کرد و نامش همچنان در تاریخ ماندگار شد .

به گزارش خبرنگار آفتاب دل، اسطوره ای که در سال 91 به عنوان شهید شاخص کردستان معرفی شد و امروزه جزء 13 زن پیشمرگ مسلمان کردی است که شجاعانه در مقابل گروهک های ضد انقلاب همچون کوه ایستاد کسی نیست جز شهید ناهید فاتحی کرجو.


هر چند مدتها از شاخص بودن ناهید به عنوان شهید شاخص کشور می گذرد اما به هرحال تصمیم گرفتم که با پدر ناهید که درد و دل هایی از آن زمان دارد گفتگویی کوتاه داشته باشم .


جلوی منزلشان که می رسم  دو دل بودم که شهلا خواهر کوچک ناهید به رسم مهمان‌نوازی دستانم را به مهربانی می‌فشارد و مرا به منزل دعوت می‌کند، بعد از احوال‌پرسی کوتاهی با پدر و خواهرش، در گوشه‌ای نزدیک‌ترین جا به درب ورودی می‌نشینم...


زبانم از بیان حتی کلامی قاصر می‌شود و تمام سوالات در ذهنم به یکباره پرمی‌کشد، نمی‌دانم از کجا شروع کنم، چشم‌هایشان به لبانم خیره مانده و من ناتوان از بیان حتی یک کلمه...


تلاقی چشمانش در چشمانم کافی بود تا عمق رنج‌سال‌های سال زندگی‌اش در این شرایط را حس کنم و از ته قلب برای او و روزهای از دست رفته‌اش ناآرام شوم.


 از غم و دردهای آن روز که از او سوال می کنم اشک در چشمانش حلقه می زند و قبل از بیان هر کلامی سیل اشک امان از کفش می‌برد و از بین چروک‌های صورتش بر روی لباسش جریان پیدا می‌کند.


دستانش را به سختی به سمت صورتش می‌برد و در حالی که به سختی کلمات را در کنار هم می‌چیند تن ضعیف صدایش در گوش‌هایم می‌پیچید و می‌گوید: ناهید تمام زندگی من بود نمی توانم هیچگاه نبودنش را حس کنم و آرزو می کنم کاش من هم مانند او در آن زمان شهید شده بودم .


آری صحبت از ناهید است ، شهیدی که سمیه کردستان را برای همیشه جاویدان کرد و نامش همچنان در تاریخ ماندگار شد  .


در دل اشک می‌ریزم، انگار پدر ناهید هم از این همه رنج و سختی که دخترش در زیر بار آن طاقت و تاب از دست داده است، در دل اشک می‌ریزد....


نخواستم جو سنگین سکوت حاکم بر اتاق بیش از این ما را محصور خود کند، این بود که پرسیدم،


از روحیات مذهبی دخترتان خاطره ای در ذهنتان مانده برایمان بگویید؟
 ناهيد دختري مهربان بود. چهار سال بيشتر نداشت اما تا سر كوچه هم كه مي‌رفت، محجبه بود. خيلي به حجابش اهميت مي‌داد، به دوستان و خواهرانش هم سفارش رعايت حجاب مي‌كرد. بسيار هم اهل نظافت و تميزي بود، يادم هست يك بار ديدم چادر سرش كرده و در چارچوب در حياط نشسته گفتم: «ناهيدجان چرا نمي‌روي با بچه‌ها بازي كني؟!» گفت: «باران آمده زمين خيس است چادرم كثيف مي‌شود.» به خاطر شرايط شغلي‌ام زياد به مأموريت مي‌رفتم، هنگام خروج از خانه مي‌آمد و من را در آغوش مي‌گرفت. من همه فرزندانم را دوست داشتم اما رفتارهاي محبت‌آميز ناهيد، او را دوست‌داشتني‌تر كرده بود.


-    از ناهید و خاطره ی آن دوران برایمان بگویید؟
بغضی آرام و گریان بر روی صورت چروکیده اش نمایان می شد اما با غرور خاصي از ناهيد سخن مي‌گويد: زماني كه كومله ناهيد را ربود من در منطقه عملياتي و در جبهه‌هاي جنگ بودم. وقتي از ربودنش مطلع شدم بسيار ناراحت و مضطرب شدم. بعد از ربوده شدن ناهيد، كوچه پس‌كوچه‌هاي شهر را به دنبال او مي‌گشتم. در آن گيروبند و هرج و مرج شهر، بي‌هيچ نتيجه‌اي از جست‌وجو، كشان‌كشان خود را به خانه مي‌رساندم تا شايد كابوس نبودن‌هاي ناهيدم تمام شده و او را در خانه بيابم. به همسرم مي‌گفتم: «تو نتوانستي از دخترمان مراقبت كني؟!» اما او به خيلي از نقاط سنندج رفت تا ناهيد را بيابد. فشار عصبي زيادي را هم تحمل كرد. در همين اوضاع و شرايط بود كه پسرم علي را هفت ماهه به دنيا آورد.


-     شهادت این شهید چه تاثیری بر خانواده شما داشت؟
تاثیر زیادی در روحیه همه ی ما گذاشت و روحیه مان ضعیف شد. در آن زمان از لحاظ امنیتی اصلأ در وضع مناسبی نبودیم راحت نمی توانستیم آمد و شد کنیم ولی در هر حال حاضر وضع فرق کرده ،امنیت خیلی زیاد شده ، زندگیمان تقریبا روال عادی خود را پیدا کرده است.


-    شهیده علاقه مند بود در آینده چه کاره شود؟
ناهید به درس خیلی علاقه داشت و چیزی از شغل آینده نمی گفت ولی می دانم تحصیل علم را خیلی دوست داشت.


-    شهیده اگر الان زنده بود، فکر می کنید فعالیت ها و مواضع سیاسی اش چگونه بود؟
اگر الان هم زنده بود همین راه را ادامه می داد او عاشق اسلام و قرآن و راه امام (ره) بود.او به انقلاب و آرمانهای انقلاب پایبند بود و اگر الان هم زنده بود پیرو راه امام(ره)بود.


-    آیا شهیده سفارش یا وصیتی داشتتند؟
خواهرم همیشه یک اضطرابی در دلش وجود داشت و دائما بیان می کرد که من اسلام وقرآن و راه و آرمان امام(ره) را هیچ وقت ترک نخواهم کرد.


عشق به امام(ره) ناهید را آسمانی کرد و امروز به عنوان نماد پایداری و استقامت زنان ایران اسلامی در جهان شناساند، وجود شهدایی همچون ناهید در بین خیل شهدای مظلوم این استان نشان از عمق ولایت مداری و عشق این مردم به انقلاب و رهبر است.


دشمنان باید بدانند مردم شهیدپرور این استان برای دفاع از ارزش های انقلاب همیشه در عرصه حاضر بوده و با تقدیم هزاران ناهید دیگر اجازه هیچ گونه غلطی به آنان نخواهند داد.


-    از نحوه ی پیوستن شهیده به سازمان پیشمرگان مسلمان کرد و حال و هوای آن روزها برایمان صحبت کنید؟
 برای نخستین بار که امام(ره) را در تلویزیون دید دستش را روی صفحه تلویزیون کشید و گفت تنها آرزویم دین امام از نزدیک است و همانگونه که اشک در چشمانش حلقه بسته بود شروع به درد دل کردن با امام کرد.


 اسارت 11 ماهه ناهید به دست گروهک های ضد انقلاب و شکنجه های زیادی که در این مدت از سوی آنان بر دختر نوجوانم شد همگی نشان از اوج مظلومیت او دارد.


ناهید در طول 11 ماه اسارت تنها به جرم دفاع از اسلام و مقتدایش بعد از تحمل سختی و شکنجه های بسیار زیاد به شهادت رسید.


کلام آخر......؟
نمي‌دانم چه در دل محمد فاتحي كرجو مي‌گذشت، در ميانه يك دنيا ناباوري. محمد پدر شهيد مبهوت اسطوره‌اش مي‌شود؛ مبهوت همت والاي دخترش... نمي‌دانم شايد او هم چون من دوست داشت از ته دلش فرياد بزند. پدر مرور مي‌كند بي‌پناهي فرزند را، آن لحظه كه دخترش پناه مي‌جست و او نبود تا كمك حالي براي فرزندش باشد.

گفتگو از غریبه رحیمی


انتهای پیام/

 



برچسب ها :


نظرات کاربران :

اولین نفری باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید!

دیدگاه های ارسالی شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

نام *
 

کد امنیتی
 
   
 
جدیدترین ها / پربازدیدترین ها
Aftabedel Telegram Channel